المقالة الثانی و العشرون
Poet: Attar
Toggle stanza 1پسر گفت ای پدر این کیمیا چیست
پسر گفت ای پدر این کیمیا چیست
که بی اودست میندهد مرا زیست
بیان کیمیا کن تا بدانم
که بی آن دست میندهد جهانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شدم در گوشه میخانه محرم
گرفتم گوشه ای از جمله عالم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 304
چنان مست است از آن دم جان آدم
که نشناسد از آن دم جان آدم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1500
یکی مطرب همیخواهم در این دم
که نشناسد ز مستی زیر از بم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1505
خداوندا مده آن یار را غم
مبادا قامت آن سرو را خم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1514
چنان مستم چنان مستم من این دم
که حوا را بنشناسم ز آدم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1542
دو منظور موافق روی در هم
همه کس دوست میدارند و، من هم
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 36
رفیق مهربان و یار همدم
همه کس دوست میدارند و من هم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 353
بسی صورت بگردیدست عالم
وزین صورت بگردد عاقبت هم
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو
دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبةالاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد.
پس این توانگر به چشمِ حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مَسْکَنَت بمانده است.
SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایت شمارهٔ 2
هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.
پسندیدهست بخشایش ولیکن
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 16
Sources
Persian text source: Ganjoor

