غزل شمارهٔ 649
Poet: Attar
Toggle stanza 1عشق چیست از خویش بیرون آمدن
11
عشق چیست از خویش بیرون آمدن
غرقه در دریای پر خون آمدن
22
گر بدین دریا فرو خواهی شدن
نیست هرگز روی بیرون آمدن
33
ور سر کم کاستی دارای در آی
زانکه اینجا نیست افزون آمدن
44
لازمت باشد اگر عاشق شوی
ترک کردن عقل و مجنون آمدن
55
از ازل آزاد گشتن وز ابد
محرم سر هم اکنون آمدن
66
چون توان بودن به صورت بارکش
پس به معنی فوق گردون آمدن
77
سر بریده راه رفتن چون قلم
پا و سر افکنده چون نون آمدن
88
سرنگون رفتن درین دریای ژرف
پس نهان چون در مکنون آمدن
99
چون دهم شرحت همی گم بودگی است
محرم این بحر بیچون آمدن
1010
تا ابد یکرنگ بودن با فنا
نی همی هردم دگرگون آمدن
1111
چیست ای عطار کفر راه عشق
سست دین از همت دون آمدن
Sources
Persian text source: Ganjoor

