غزل شمارهٔ 125

Toggle stanza 1
درد دل من از حد و اندازه درگذشت
1
درد دل من از حد و اندازه درگذشت
از بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشت
2
پایم ز دست واقعه در قیر غم گرفت
کارم ز جور حادثه از دست درگذشت
3
بر روی من چو بر جگر من نماند آب
بس سیل‌های خون که ز خون جگر گذشت
4
هر شب ز جور چرخ بلایی دگر رسید
هر دم ز روز عمر به دردی دگر گذشت
5
خواب و خورم نماند و گر قصه گویمت
زان غصه‌ها که بر من بی خواب و خور گذشت
6
اشکم به قعر سینهٔ ماهی فرو رسید
آهم  ز روی آینهٔ ماه درگذشت
7
در بر گرفت جان مرا تیر غم چنانک
پیکان به جان رسید وز جان تا به بر گذشت
8
بر جان من که رنج و بلایی ندیده بود
چندین بلا و رنج ز دردم بتر گذشت
9
بر عمر من اجل چو سحرگاه شام خورد
زان شام آفتاب من اندر سحر گذشت
10
عطار چون که سایهٔ عزت بر او نماند
چون سایه‌ای ز خواری خود در به در گذشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor