غزل شمارهٔ 566
Toggle stanza 1زهره ندارم که سلامت کنم
11
زهره ندارم که سلامت کنم
چون طمع وصل مدامت کنم
22
گرچه جوابم ندهی این بسم
چون شنوی تو که سلامت کنم
33
چون نتوانم که به گردت رسم
گرد به گرد در و بامت کنم
44
مرغ تو حلاج سزد من کیم
تا هوس حلقهٔ دامت کنم
55
خاک شدم تا نفس خویش را
هم نفس جرعهٔ جامت کنم
66
گر به حسامم بکشی نقد جان
پیشکش زخم حسامت کنم
77
نیست مرا دل وگرم صد بود
سوختهٔ وعدهٔ خامت کنم
88
یک شکرت خواستهام گفتهای
میطلبم باز که وامت کنم
99
گرچه حلال است تو را خون من
گر ندهی بوسه حرامت کنم
1010
چون همه خوبی جهان وقف توست
گنگ شدم وصف کدامت کنم
1111
خطبهٔ جانم چو به نام تو رفت
سکهٔ تن نیز به نامت کنم
1212
نی که تنی نیست دو من استخوانست
پیش سگ کوی غلامت کنم
1313
مشک جهان گر همه عطار داشت
وقف خط غالیه فامت کنم

