غزل شمارهٔ 439

Toggle stanza 1
دلی کامد ز عشق دوست در جوش
1
دلی کامد ز عشق دوست در جوش
بماند تا قیامت مست و مدهوش
2
ز بسیاری که یاد آرد ز معشوق
کند یکبارگی خود را فراموش
3
بر امّید وصال دوست هر دم
قدح‌ها زهر ناکامی کند نوش
4
برون آید ز جمع خودنمایان
بیندازد ردای و فوطه از دوش
5
اگر بی دوست یک دم زو برآید
شود در ماتم آن دم سیه‌پوش
6
فروماند زبان او ز گفتن
بماند تا ابد حیران و خاموش
7
درین اندیشه هرگز نیز دیگر
بننشیند دل عطار از جوش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم در آغوش

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1142

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 479

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش

بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 282

بود زودا، که آیی نیک خاموش

چو مرغابی زنی در آب پاغوش

RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 7

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1236

خطا کردی به قول دشمنان گوش

که عهد دوستان کردی فراموش

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 333

قیامت باشد آن قامت در آغوش

شراب سلسبیل از چشمهٔ نوش

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 334

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 335

لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟

گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.

SaadiGolestanباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 21

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی‌گفت: ای پسر‌! چندان که تعلق خاطر آدمی‌زاد به روزی‌ست اگر به روزی‌ده بودی به مقام از ملائکه در‌گذشتی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال

SaadiGolestanباب هفتم در تأثیر تربیتحکایت شمارهٔ 7

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor