غزل شمارهٔ 203
Toggle stanza 1دست با تو در کمر خواهیم کرد
11
دست با تو در کمر خواهیم کرد
قصد آن تنگ شکر خواهیم کرد
22
در سر زلف تو سر خواهیم باخت
کار با تو سر به سر خواهیم کرد
33
چون لب شیرین تو خواهیم دید
پای کوبان شور و شر خواهیم کرد
44
چون ز چشمت تیرباران در رسد
ما ز جان خود سپر خواهیم کرد
55
از دو عالم چشم بر خواهیم دوخت
چون به روی تو نظر خواهیم کرد
66
در غم عشق تو جان خواهیم داد
سر در آن از خاک بر خواهیم کرد
77
چون بر سیمینت بی زر کس ندید
هر زمان وامی دگر خواهیم کرد
88
تا بر سیمین تو چون زر بود
کار خود چون آب زر خواهیم کرد
99
با جنون عشق تو خواهیم ساخت
ترک عقل حیلهگر خواهیم کرد
1010
هر سخن کانرا تعلق با تو نیست
آن سخن را مختصر خواهیم کرد
1111
در همه عالم تو را خواهیم یافت
گر همه عالم سفر خواهیم کرد
1212
گرچه هرگز نوحهٔ ما نشنوی
نوحه هر دم بیشتر خواهیم کرد
1313
تا تو بر ما بگذری گر نگذری
خویشتن را خاک درخواهیم کرد
1414
بر سر کوی وفا سگ به ز ما
گر ز کوی تو گذر خواهیم کرد
1515
چون تو میخواهی نگونساری ما
ما کنون از پای سر خواهیم کرد
1616
در قیامت با تو خواهد بود و بس
هرچه از ما خیر و شر خواهیم کرد
1717
هرچه آن عطار در وصف تو گفت
ذکر دایم را ز بر خواهیم کرد
Zameen

