غزل شمارهٔ 826

Toggle stanza 1
به سر زلف دلربای منی
1

به سر زلف دلربای منی

به لب لعل جان‌فزای منی

2

گر ببندد فلک به صد گرهم

تو به مویی گره‌گشای منی

3

به بلای جهانت دارم دوست

گرچه تو از جهان بلای منی

4

هر کست از گزاف می گوید

که تویی کز جهان سزای منی

5

این همه ترهات می‌دانم

من برای تو تو برای منی

6

گر نمانم من ای صنم روزی

تو که جان منی بجای منی

7

جاودان پادشا شود عطار

گر تو گویی که تو گدای منی

Sources

Persian text source: Ganjoor