غزل شمارهٔ 754
Poet: Attar
Toggle stanza 1عشق را گر سری پدیدستی
11
عشق را گر سری پدیدستی
این در بسته را کلیدستی
22
نرسد هیچکس به درگه عشق
کاشکی هیچ کس رسیدستی
33
یا اگر کس به پیشگه نرسد
اثر آن ز دور دیدستی
44
لیک عالم ز عشق موج زن است
ورنه عاشق نیارمیدستی
55
در دل ار نیستی تسلی عشق
بارها زین قفس پریدستی
66
در بیابان عشق نعرهزنان
بی سر و پای میدویدستی
77
گاه چون خاک میفتادستی
گاه چون باد میوزیدستی
88
به یکی آه آتشین در راه
پرده از پیش بر دریدستی
99
در میان شرابخانهٔ عشق
بی دهان قطرهای چشیدستی
1010
تا صبوح ابد چو دلشدگان
نعرهٔ عشق بر کشیدستی
1111
دل عطار را درین معنی
به سخن روح پروریدستی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

