Toggle stanza 1
نیست آسان عشق جانان باختن
1

نیست آسان عشق جانان باختن

دل فشاندن بعد از آن جان باختن

2

عشق را جان دگر باید از آنک

با چنین جان عشق نتوان باختن

3

نیست آری کار هر تر دامنی

سر در آن ره چون گریبان باختن

4

هرچه آن دشوار حاصل کرده‌ای

در غم معشوق آسان باختن

5

شمع را زیباست هر ساعت سری

گاه گریان گاه خندان باختن

6

تو گدا کژ بازی آخر کی رسی

کج روا در پیش سلطان باختن

7

کی توانی یوسفی ناکرده گم

عمر ار در ماتم آن باختن

8

کار یعقوب است از سوز فراق

دیده‌ای را بیت‌الاحزان باختن

9

چون فرید از هرچه باشد مفلست

زان نباید نرد جانان باختن

Sources

Persian text source: Ganjoor