غزل شمارهٔ 403
Poet: Attar
Metre: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: استچهتدبیر
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1چون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
11
چون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
چون مایهٔ من درد و نیاز است چه تدبیر
22
آن در که به روی همه باز است نگارا
چون بر من بیچار فراز است چه تدبیر
33
گفتی که اگر راست روی راه بدانی
این راه چو پر شیب و فراز است چه تدبیر
44
گفتی که اگر صبر کنی کام بیابی
لعاب فلک شعبدهباز است چه تدبیر
55
گویی نه درست است نماز از سر غفلت
چون عشق توام پیشنماز است چه تدبیر
66
گفتم که کنم قصهٔ سودای تو کوتاه
چون قصهٔ عشق تو دراز است چه تدبیر
77
گفتم که کنم توبه ز عشق تو ولیکن
عشق تو حقیقت نه مجاز است چه تدبیر
88
گفتم ندهم دل به تو چون روی تو بینم
چون غمزهٔ تو عربدهساز است چه تدبیر
99
بیچاره دلم صعوهٔ خرد است چه چاره
در صید دلم عشق تو باز است چه تدبیر
1010
بر مجمر سودای تو همچون شکر و عود
عطار چو در سوز و گذار است چه تدبیر

