غزل شمارهٔ 402
Toggle stanza 1ساقیا گه جام ده گه جام خور
11
ساقیا گه جام ده گه جام خور
گر به معنی پختهای می خام خور
22
زر بده، بستان میِ تلخ آنگهی
با بت شیرین سیماندام خور
33
گردن محکم نداری پس که گفت
کز زبونی سیلی ایام خور
44
ترک نام و ننگ و صلح و جنگ گیر
توبه بشکن می ستان و جام خور
55
با فلک تندی مکن عطاروار
باده بستان لیک با آرام خور

