Toggle stanza 1
آفتاب عاشقان روی تو بس
1
آفتاب عاشقان روی تو بس
قبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس
2
ترکتاز هر دو عالم را به حکم
یک گره از زلف هندوی تو بس
3
آب حیوان را برای قوت جان
یک شکر از درج لولوی تو بس
4
جملهٔ عشاق را سرمایه‌ها
طاق آوردن ز ابروی تو بس
5
صد سپاه عقل پیش اندیش را
یک خدنگ از جزع جادوی تو بس
6
شیرمردان را شکار آموختن
از خیال چشم آهوی تو بس
7
آنکه او بر باد خواهد داد دل
یک وزیدن بادش از سوی تو بس
8
در ره تاریک زلفت عقل را
روشنی یک ذره از روی تو بس
9
درگذشتم از سر هر دو جهان
زانکه ما را یک سر موی تو بس
10
گر ز عطارت بدی دیدی بپوش
عذر خواهش روی نیکوی تو بس

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor