Stanza 1
Toggle stanza 1
نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
1
نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
چون گنج عیان شد
2
خود بود که خود بر سر بازار برآمد
بر خود نگران شد
Stanza 2
Toggle stanza 2
در کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبه
3
در کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبه
تا خلق بپوشند
4
خود بر صفتِ جبّه و دستار برآمد
لبس همه سان شد
Stanza 3
Toggle stanza 3
در موسم نیسان ز سما شد سوی دریا
5
در موسم نیسان ز سما شد سوی دریا
در کسوت قطره
6
در بحر به شکل در شهوار برآمد
در گوش نهان شد
Stanza 4
Toggle stanza 4
در شکل بتان خواست که خود را بپرستد
7
در شکل بتان خواست که خود را بپرستد
خود را بپرستد
8
خود گشت بت و خود به پرستار برآمد
خود عین بتان شد
Stanza 5
Toggle stanza 5
از بهر خود ایوان و سرا خواست که سازد
9
از بهر خود ایوان و سرا خواست که سازد
قصری ز بشر ساخت
10
در صورت سقف و در و دیوار برآمد
خود خانه و مان شد
Stanza 6
Toggle stanza 6
خود بر تن خود نیش جفا زد ز سر قهر
11
خود بر تن خود نیش جفا زد ز سر قهر
خود مرهم خود گشت
12
خود بر صفت مردم بیمار برآمد
خود فاتحه خوان شد
Stanza 7
Toggle stanza 7
اشعار مپندار اگر چشم سرت هست
13
اشعار مپندار اگر چشم سرت هست
رازی است نهفته
14
آنچه به زبان از دل عطار برآمد
این بود که آن شد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor