Toggle stanza 1
ای روی تو شمع پاکبازان
1

ای روی تو شمع پاکبازان

زلف تو کمند سرفرازان

2

عشاق به روی همچو ماهت

چون صبح بر آفتاب نازان

3

از شوق رخت چراغ گردون

چون شمع همی رود گدازان

4

از بهر شکار روی گلگونت

شبرنگ خط تو تیزتازان

5

زان حلقهٔ دام زاغ زلفت

افتاده به حلق جره‌بازان

6

یک موی ز زلف پیچ پیچت

بشکسته طلسم کارسازان

7

از زلف مشعبدت چو مهره

در ششدره مانده حلقه‌بازان

8

تسبیح رخت کنند دایم

در پردهٔ حسن دلنوازان

9

وصل تو درون پاک خواهد

پاکی سوی پاک دست یازان

10

وصلت که زکوة اوست خورشید

هرگز نرسد به بی نمازان

11

جانی باید ز خویشتن پاک

نه غرق منی چو نو نیازان

12

گفتی برهانمت ز عطار

شد عمر و دلت نبود یازان

Sources

Persian text source: Ganjoor