غزل شمارهٔ 527
Toggle stanza 1پشتا پشت است با تو کارم
11
پشتا پشت است با تو کارم
تو فارغ و من در انتظارم
22
ای موی میان بیا و یکدم
سر نه چو سرشک در کنارم
33
دیری است که با توام قراری است
زان بی تو همیشه بی قرارم
44
خون میگریم که قلب افتاد
در عشق تو نقد اختیارم
55
ای صد شادی به روزگارت
برده است غم تو روزگارم
66
تا یک نفسم ز عمر باقی است
بیرون ز غم تو نیست کارم
77
با حلقهٔ بی شمار زلفت
از حد بیرون شمار دارم
88
گر زیر و زبر شود دو عالم
با زلف تو کی رسد شمارم
99
دل میخواهی ز بی دلی تو
ای کاش بجاستی هزارم
1010
تا چون غم تو ز دور آید
من پیش غم تو جان سپارم
1111
شادی نرسد ز تو به عطار
غم بس بود از تو یادگارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر ناز تو را به گفت نارم
مهر تو درون سینه دارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1562
من اشتر مست شهریارم
آن خایم کز گلو برآرم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1563
الحق نه دروغ سخت زارم
تا فتنهٔ آن بت عیارم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 245
می ده پسرا که در خمارم
آزردهٔ جور روزگارم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 246

