غزل شمارهٔ 246

Poet: Sanai

Metre: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

Rhyme: ارم

Poems with the same metre and rhyme: 4

Poetic form: Ghazal

Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1
می ده پسرا که در خمارم
1
می ده پسرا که در خمارم
آزردهٔ جور روزگارم
2
تا من بزیم پیاله بادا
بر دست ز یار یادگارم
3
می رنگ کند به جامم اندر
بس خون که ز دیده می‌ببارم
4
از حلقه و تاب و بند زلفت
هم مؤمن و بستهٔ زنارم
5
ای ماه در آتشم چه داری
چون با تو ز نار نیست عارم
6
تا مانده‌ام از تو بر کناری
جویست ز دیده بر کنارم
7
خواهم که شکایت تو گویم
از بیم دو زلف تو نیارم
8
گر ماه رخان تو برآید
از من ببرد دل و قرارم
9
امروز که در کفم نبیدست
اندوه جهان بتا چه دارم
10
مولای پیالهٔ بزرگم
فرمانبر دور بی‌شمارم
11
در مغکده‌ها بود مُقامم
در مصطبه‌ها بود قرارم
12
از شحنهٔ شهر نیست بیمم
در خانهٔ هجر نیست کارم
13
هر چند ز بخت بد به دردم
هر چند به چشم خلق خوارم
14
با رود و سرود و بادهٔ ناب
ایام جهان همی گذارم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor