Toggle stanza 1
هر زمان لاف وفایی می زنی
1

هر زمان لاف وفایی می زنی

آتشی در مبتلایی می زنی

2

چون که جانی داری اندر مردگی

لاف نیکویی ز جایی می زنی

3

بوالعجب مرغی که کس آگاه نیست

تا تو پر بر چه هوایی می زنی

4

ماهرویی و ازین رو ای پسر

مهر و مه را پشت پایی می زنی

5

گفته‌ای کار تو را رایی زنم

من بمردم تا تو رایی می زنی

6

می‌زنم بر آتش عشق آب چشم

تا چرا راه چو مایی می زنی

7

بس‌که کردم آشنا در خون دل

تا همه بر آشنایی می زنی

8

زخمه بر ابریشم عطار زن

گر به صد زاری نوایی می زنی

Sources

Persian text source: Ganjoor