Toggle stanza 1
بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
1
بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
دل کیست که جان نیز درین واقعه هم شد
2
انگشت نمای دو جهان گشت به عزت
هر دل که سراسیمهٔ آن زلف به خم شد
3
چون پرده برانداختی از روی چو خورشید
هر جا که وجودی است از آن روی عدم شد
4
راه تو شگرف است بسر می‌روم آن ره
زآنروی که کفر است در آن ره به قدم شد
5
عشاق جهان جمله تماشای تو دارند
عالم ز تماشای تو ، چون خلد ارم شد
6
تا مشعلهٔ روی تو در حسن بیفزود
خوبان جهان را ز خجل مشعله کم شد
7
تا روی چو خورشید تو از پرده علم زد
خورشید ز پرده به‌در افتاد و علم شد
8
تا لوح چو سیم تو خطی سبز برآورد
جان پیش خط سبز تو بر سر چو قلم شد
9
چون آه جگرسوز ز عطار برآمد
با مشک خط تو جگر سوخته ضم شد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor