غزل شمارهٔ 358
Toggle stanza 1گر نه از خاک درت باد صبا میآید
11
گر نه از خاک درت باد صبا میآید
صبحدم مشکفشان پس ز کجا میآید
22
ای جگرسوختگان عهد کهن تازه کنید
که گل تازه به دلداری ما میآید
33
گل تر را ز دم صبح به شام اندازد
این چنین گرم که گلگون صبا میآید
44
به هواداری گل ذره صفت در رقص آی
کم ز ذره نهای او هم ز هوا میآید
55
تا گذر کرد نسیم سحری بر در دوست
نوشدارو ز دم زهرگیا میآید
66
عمر و عیش از سر صد ناز و طرب میگذرد
بلبل و گل ز سر برگ و نوا میآید
77
بوی بر مشک ختا از دم عطار هوا
زانکه ناکشت کزو بوی خطا میآید
88
بلبل شیفته را بی گل تر عمر عزیز
قدری فوت شد از بهر قضا میآید
99
بلبل سوخته را در جگر آب است که نیست
گل سیراب چنین تشنه چرا میآید
1010
گل که غنچه به بر از خون دلش پرورده است
از کلهداری او بسته قبا میآید
1111
از بنفشه به عجب ماندهام کز چه سبب
روز طفلی به چمن پشت دوتا میآید
1212
نسترن کوتهی عمر مگر میداند
زان چنین بی سر و بن بر سر پا میآید
1313
بر شکر خندهٔ گل درد دل کس نگذاشت
دم عطار کزو بوی دوا میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟
که ز عشقش دل خلقی به بلا میآید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 730
یا رب این بوی که امروز به ما میآید
ز سراپرده اسرار خدا میآید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 805
بوی دل از نفس باد صبا میآید
میتوان یافت کز آن زلف دوتا میآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3621
داغم از پرده دل رو به قفا میآید
تا ببینم که ازین پرده چهها میآید
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 186

