The Tulip of Sinai - 112
رباعی شمارهٔ 112
Poet: Allama Iqbal
Toggle stanza 1دل من رازدان جسم و جان است
Think not I grieve to die: The riddle of body and soul I have read plain.
What care though one world vanish from mine eye, when hundreds in my consciousness remain?
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 81
جهانی جان چو پروانه از آن است
که آن ترسا بچه شمع جهان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 85
همه عالم خروش و جوش از آن است
که معشوقی چنین پیدا، نهان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
رهی کان ره نهان اندر نهان است
چو پیدا شد عیان اندر عیان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 87
غم پنهان که بی گفتن عیان است
چو آید بر زبان یک داستان است
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور رسالتبخش 6 - غم پنهان که بی گفتن عیان است
دگرگون کشور هندوستان است
دگرگون آن زمین و آسمان است
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور حقبخش 9 - دگرگون کشور هندوستان است
عجم از نغمه ام آتش بجان است
صدای من درای کاروان است
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 141
Audio
Choose a reciter

