آڈیوز
صداکار پری ساتکنی عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار پری ساتکنی عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 58رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
The king has come, the king has come; adorn the palace-hall; cut your forearms in honour of the fair one of Canaan.
غزل شمارهٔ 59تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتها
غزل شمارهٔ 60ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
غزل شمارهٔ 61هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
غزل شمارهٔ 63چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
غزل شمارهٔ 64تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
Have you ever seen any lover who was satiated with this passion? Have you ever seen any fish that had become satiated with this sea?
غزل شمارهٔ 100بیا ای جان نو داده جهان را
Come, you who have given new life to the world, put out of action cunning reason.
غزل شمارهٔ 102سلیمانا بیار انگشتری را
غزل شمارهٔ 103دل و جان را در این حضرت بپالا
غزل شمارهٔ 104خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شمارهٔ 105چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شمارهٔ 107امیر حسن خندان کن حَشَم را
غزل شمارهٔ 108به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شمارهٔ 109بکت عینی غداه البین دمعا
غزل شمارهٔ 110تو بشکن چنگ ما را ای معلا!
Do you break our harp, exalted one; thousands of other harps are here.
غزل شمارهٔ 111برای تو فدا کردیم جانها
غزل شمارهٔ 112ز روی تست عید آثار ما را
غزل شمارهٔ 113ای مطرب دل برای یاری را
غزل شمارهٔ 114اندر دل ما توی نگارا
غزل شمارهٔ 115ای جان و قوام جمله جانها
O soul and stay of every soul, who bestow wings and set the spirits in motion,
غزل شمارهٔ 116ای سخت گرفته جادوی را
غزل شمارهٔ 118بنمود وفا از این جا
غزل شمارهٔ 119برخیز و صبوح را بیارا
غزل شمارهٔ 120تا چند تو پس روی به پیش آ
غزل شمارهٔ 121چون خانه روی ز خانه ما
غزل شمارهٔ 123دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شمارهٔ 125گفتی که گزیدهای تو بر ما
غزل شمارهٔ 126گستاخ مکن تو ناکسان را
غزل شمارهٔ 127کو مطرب عشق چست دانا
غزل شمارهٔ 128ما را سفری فتاد بیما
غزل شمارهٔ 129مشکن دل مرد مشتری را
غزل شمارهٔ 130بیدار کنید مستیان را
غزل شمارهٔ 131من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
غزل شمارهٔ 132در میان پرده خون عشق را گلزارها
Love has rosebowers amid the veil of blood; lovers have affairs to transact with the beauty of incomparable Love.
غزل شمارهٔ 133غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غزل شمارهٔ 134ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
غزل شمارهٔ 136پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما
غزل شمارهٔ 137با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟
غزل شمارهٔ 138سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما
غزل شمارهٔ 139رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
غزل شمارهٔ 140درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
غزل شمارهٔ 141جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟
غزل شمارهٔ 142دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
غزل شمارهٔ 143دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
Yesterday I gave a star a message for you; I said to it, “Deliver my compliments to that one fair as the moon.”

