بخش 31 - قاعده در بطلان حلول و اتحاد
Toggle stanza 1من و ما و تو و او هست یک چیز
11
من و ما و تو و او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمییز
22
هر آن کو خالی از خود چون خلا شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد
33
شود با وجه باقی غیر هالک
یکی گردد سلوک و سیر و سالک
44
حلول و اتحاد از غیر خیزد
ولی وحدت همه از سیر خیزد
55
تعین بود کز هستی جدا شد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
66
حلول و اتحاد اینجا محال است
که در وحدت دویی عین ضلال است
77
وجود خلق و کثرت در نمود است
نه هرچ آن مینماید عین بود است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

