بخش 30 - جواب
Toggle stanza 1«اناالحقّ» کشف اسرار است مطلق
11
«اناالحقّ» کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید «اناالحقّ»
22
همه ذرّاتِ عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
33
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
44
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«وَإِن مِّن شَيْ» را یک ره فرو خوان
55
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلّاجوار این دم برآری
66
برآور پنبهٔ پندارت از گوش
ندای «واحد القهّار» بنیوش
77
ندا میآید از حقّ بر دوامت
چرا گشتی تو موقوفِ قیامت
88
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «اِنّی اَنَا الله»
99
روا باشد «اناالحقّ» از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی؟
1010
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
1111
انانیّت بود حقّ را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
1212
جنابِ حضرتِ حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

