بخش 47 - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین
Toggle stanza 1تا توانی به گرد کبر مگرد
11
تا توانی به گرد کبر مگرد
با عزازیل بین که کبر چه کرد؟
22
آب طاعت برید از جویش
نیل لعنت کشید بر رویش
33
بود آدم که کرد یک عصیان
روز و شب «ربنا ظلمنا» خوان
44
چون بیفزود قدر و عزت او
داد «ثم اجتباه» خلعت او
55
هرکه خود را فکند بر در او
در دو عالم عزیز شد بر او
66
خویشتن را شناس ای نادان
تا مشرف شوی چو عقل و چوجان
77
اندرین ره که راه مردانست
هر که خود فکند مرد آنست
88
آنکه او نیستگشت، هستش دان
آنکه خود دید، بت پرستش دان
99
بیخبر زان جهان و مست یکیست
خویشتن بین و بت پرستیکیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

