بخش 46 - در صفت کبر و عجب
Toggle stanza 1خوبرویی تو زشتخوی مباش
11
خوبرویی تو زشتخوی مباش
راست بشنو دروغ گوی مباش
22
بامن پیوسته تازه روی و لطیف
تا شوی در میان جمع حریف
33
چون زنخوت کنی دماغ تهی
پای بر تارک سپهر نهی
44
وگر از کبر برتریطلبی
سرفرازی و سروریطلبی،
55
کبرت از چرخ برزمین فکند
در دل مردم از تو کین فکند
66
کبر را عقل و شرع نستایند
عاقلان سوی کبر نگرایند
77
صورت کبر را سگی دانش
که بدست آشکار و پنهانش
88
هر که دروی زکبر اثر باشد
دان که از سگ پلیدتر باشد
99
از تواضع بزرگوار شوی
وز تکبر ذلیل و خوارشوی
1010
چون تو بی کبر و بی ریا باشی
خاص درگاه کبریا باشی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

