غزل شمارهٔ 314

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارزن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
1

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

2

طبل از هستی خویش اندر جهان تاکی زنی

بر در هستی یکی از نیستی مسمار زن

3

با می تلخ مغانه دامن افلاس گیر

آز را بر روی آن قرای دعوی‌دار زن

4

زاهدان ار تکیه بر زهد و صیام خود کنند

تو چو مردان تکیه بر خمر و در خمار زن

5

دور شو از صحبت خود بر در صورت پرست

بوسه بر خاک کف پای ز خود بیزار زن

6

چون خوری می با حریف محرم پر درد خور

چون زنی کم با ندیم زیرک هشیار زن

7

گر برون هفت چرخ و چار طبع‌ست این سخن

بارگاهش هم برون از هفت و هشت و چار زن

8

تا تو اندر بند طبع و دهر و چرخ و کوکبی

کی بود جایز که گویی دم قلندوار زن

9

قیل و قال و دانش و تیمار پندار رهند

خاک بر چشم همه تیمارهٔ پندار زن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

آتش از جرمم بیار و اندر استغفار زن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1970

غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن

یا چو لب وا کردی از هم غوطه ها در خار زن

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6056

در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن

ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 143

چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن

چون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298

ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن

نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 311

ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن

در مسلمانی قدم با مرد دعوی‌دار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 312

ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن

در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 313

ای مسافر اندرین ره گام عاشق‌وار زن

فرش لاف اندر نورد و گفت از کردار زن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 146

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور