غزل شمارهٔ 312

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارزن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
1

ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن

در مسلمانی قدم با مرد دعوی‌دار زن

2

ور تو از اخلاص خواهی تا چو زر خالص شوی

دیدهٔ اخلاص را چون طوق بر زنار زن

3

پی به قلاشی فرو نه فرد گرد از عین ذات

آتش قلاشی اندر ننگ و نام و عار زن

4

درد سوز سینه را وقت سحر بنشان ز درد

وز پی دردی قدم با مرد دردی خوار زن

5

عالم سفلی که او جز مرکز پرگار نیست

چون درین کوی آمدی تو پای بر پرگار زن

6

خانهٔ خمار اگر شد کعبه پیش چشم تو

لاف از لبیک او در خانهٔ خمار زن

7

ورت ملک و ملک باید پای در تحقیق نه

ورت جاه و مال باید دست در اسرار زن

8

ور نخواهی تا چو فرعون لعین گردی تو خوار

پس چو ابراهیم پیغمبر قدم در نار زن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

آتش از جرمم بیار و اندر استغفار زن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1970

غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن

یا چو لب وا کردی از هم غوطه ها در خار زن

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6056

در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن

ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 143

چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن

چون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298

ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن

نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 311

ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن

در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 313

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 314

ای مسافر اندرین ره گام عاشق‌وار زن

فرش لاف اندر نورد و گفت از کردار زن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 146

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور