غزل شمارهٔ 311
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن
بر سر کوی خرابات از تن معشوق هست
صدهزاران بوسه بر خاک در خمار زن
قیل و قال لایجوز از کوی دل بیرون گذار
بر در همت ز هستی پس قوی مسمار زن
تا تویی با تو نیایی خویشتن رنجه مدار
بر در نادیده معنی خیمهٔ اسرار زن
نوش شهد از پیش آن در زهر قاتل بار کن
طمع از روی حقیقت پیش زهر مار زن
چون به نامحرم رسی بدروز و کافر رنگ باش
بر طراز رنگ ظاهر نام را طرار زن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
آتش از جرمم بیار و اندر استغفار زن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1970
غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن
یا چو لب وا کردی از هم غوطه ها در خار زن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6056
در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن
ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 143
چون در معشوق کوبی حلقه عاشقوار زن
چون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298
ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
در مسلمانی قدم با مرد دعویدار زن
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 312
ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 313
ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 314
ای مسافر اندرین ره گام عاشقوار زن
فرش لاف اندر نورد و گفت از کردار زن
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 146
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

