رباعی شمارهٔ 134
Toggle stanza 1گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
تا خصم من از جان تو برنارد گرد
گفتم که نبایدت غم جانم خورد
در کوی تو کشته به که از روی تو فرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:
زآن روز که از سروی خود ماندم فرد
جامیبهارستانروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 18
زآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد
در ده که تراز عمر نو خواهم کرد
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 51 - رباعی
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رُخِ گلزار همیشوید گَرْد
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 118
دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد
کاو گِل به لگد میزد و خوارش میکرد
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 65
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار همیشوید گرد
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 79
یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
از کوزه شکستهای دمی آبی سرد
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 98
از گردش تو ای فلکِ گَردا گَرد
آن کیست که نیست در جهان بی غم و درد
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 16
آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد
من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 498
آن وسوسهای که شرمها را ببرد
آن داهیهای که بندها را بدرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 500
امشب چه لطیف و با نوا میگردد
لطفی دارد که کس بدان پی نبرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 533
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

