شمارهٔ 53

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: د

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
چون ز بد گوی من سخن شنوی
1

چون ز بد گوی من سخن شنوی

بر تو تهمت نهم ز روی خرد

2

گویم ار تو نبودیی خرسند

او مرا پیش تو نگفتی بد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از دهانت سخن به کام رسد

از لبان تو می به جام رسد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 975

لب لعل تو جز به جان نبرد

آشکارا برد، نهان نبرد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 977

عاشق از سینه جان برون گیرد

تا غمت را به جان درون گیرد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 984

انما الله واحد و احد

صمد لم یلد و لم یولد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1

چون ز دوزخ کنند خلق گذر

شست و شویی کنند در کوثر

جامیهفت اورنگاعتقادنامهبخش 30 - اشارت به حوض کوثر

بخت و دولت چو پیشکار تواند

نصرة و فتح پیشیار تو باد

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 40

غم نه بر دل که گر نهی بر کوه

کوه گردد ز بار غصه ستوه

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 18

همه فرزند آدمند بشر

میل بعضی به خیر و بعضی شر

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 20

هر که آمد بر خدای قبول

نکند هیچش از خدا مشغول

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 42

حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحب‌جمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانی‌اند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»

هر که سلطان مریدِ او باشد

سعدیگلستانباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 1

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور