شمارهٔ 133

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم
1

دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم

پسری دیدم تابنده‌تر از در یتیم

2

زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماه

بی‌نظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم

3

با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان

کندی بر من بیچاره دل خویش رحیم

4

رفتم و چشمگکی کردم و شد بر سر کار

کودکک جلد بد و زیرک و دانا و فهیم

5

گفتم او را ز کجایی و بگو نام تو چیست

گفت از بلخم و نامست مرا قلب کریم

6

گفتم: ای جان پدر آیی مهمان پدر؟

گفت: چون نایم و رفتیم همی تا سوی تیم

7

هر دو در حجره شدیم آنگه و در کرده فراز

خوب شد آنهمه دشوار و شدم کار سلیم

8

دست شادی و طرب کردن و می خوردن برد

او چنان میر و منش راست بمانند ندیم

9

چون بشد مست و ز باده سر او گشت گران

کرد وسواس مرا در دل شیطان رجیم

10

گفتم او را که: سه بوسه دهی ای جان پدر

گفت: خواهی شش بگشای در کیسهٔ سیم

11

ده درم داشتم از گاه پدر مانده درست

کردم آن ده درم خویش بدان مه تسلیم

12

بند شلوارش بگشاده نگه کردم من

جفته‌ای دیدم آراسته با هر چه نعیم

13

سینه بر خاک نهاد آن بت باریک میان

تا به ماهی برسید از بر سیمینش نسیم

14

شکم و نافش چون قافله پرتو و پنیر

و آن سرین گاهش همچون شکم ماهی شیم

15

گنبدی از بر چون نقره برآورده سفید

کرده آن نقرهٔ سیمینش به الماس دو نیم

16

پاره‌ای بردم از این روغن ابلیس به کار

الف خویش نهان کردم در حلقهٔ میم

17

او به زیر من چون کبک که در چنگل باز

من بر آن گنبد او راست چو بر طور کلیم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیم

دارد از جوهر من سیر دماغ تعظیم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2312

ای تنت سیم و بر و ساعد و بازو همه سیم

چون زر از مفلسی از سیم توام دل به دو نیم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 222

خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم

که توان کرد به خاک قدمش جان تسلیم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 588

فتوی پیرِ مُغان دارم و قولی‌ست قدیم

که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 367

امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم

خواب در روضهٔ رضوان نکند اهل نعیم

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 431

ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم

الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 432

سالک راه خدا پادشه ملک سخن

ای ز الفاظ تو آفاق پر از درّ یتیم

سعدیرسائل نثرشمارهٔ 4 - رساله در عقل و عشق

منم آن سحر بیان کز مدد طبع سلیم

نبرد ناطقه نام سخنم بی تعظیم

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 37 - درمدح امیرالمؤمنین علی (ع)

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور