غزل شمارهٔ 432

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
1
ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم
2
هر یک از دایرهٔ جمع به راهی رفتند
ما بماندیم و خیالِ تو به یک جایْ مُقیم
3
باغِبان گر نگشاید در درویش به باغ
آخر از باغ بیاید بر درویش نسیم
4
گر نسیم سحر از خلق تو بویی آرد
جان فشانیم به سوغات نسیم تو نه سیم
5
بوی محبوب که بر خاک احبا گذرد
نه عجب دارم اگر زنده کند عظم رمیم
6
ای به حسن تو صنم چشم فلک نادیده
وی به مثل تو ولد مادر ایام عقیم
7
حال درویش چنان است که خال تو سیاه
جسم دل‌ریش چنان است که چشم تو سقیم
8
چشم جادوی تو بی‌واسطه کحل کحیل
طاق ابروی تو بی‌شائبه وسمه وسیم
9
ای که دلداری اگر جان منت می‌باید
چاره‌ای نیست در این مسأله الا تسلیم
10
عشقبازی نه طریق حکما بود ولی
چشم بیمار تو دل می‌برد از دست حکیم
11
سعدیا عشق نیامیزد و عفت با هم
چند پنهان کنی آواز دهل زیر گلیم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیم

دارد از جوهر من سیر دماغ تعظیم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2312

ای تنت سیم و بر و ساعد و بازو همه سیم

چون زر از مفلسی از سیم توام دل به دو نیم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 222

خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم

که توان کرد به خاک قدمش جان تسلیم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 588

فتوی پیرِ مُغان دارم و قولی‌ست قدیم

که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 367

دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم

پسری دیدم تابنده‌تر از در یتیم

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 133

منم آن سحر بیان کز مدد طبع سلیم

نبرد ناطقه نام سخنم بی تعظیم

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 37 - درمدح امیرالمؤمنین علی (ع)

امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم

خواب در روضهٔ رضوان نکند اهل نعیم

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 431

سالک راه خدا پادشه ملک سخن

ای ز الفاظ تو آفاق پر از درّ یتیم

سعدیرسائل نثرشمارهٔ 4 - رساله در عقل و عشق

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور