شمارهٔ 134 - در مدح عمادالدین محمدبن منصور

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
1

ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم

محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم

2

بذل بی‌دستت نباشد همچو دانش بی‌خرد

مال با جودت نماند همچو شادی با ستم

3

روح را از رنجهای دل تهی کردی کنار

آز را از گنجهای جود پر کردی شکم

4

گر همی یک چند بی‌کام تو گردد دور چرخ

تا نباشی همچو ابر ای نایب دریا دژم

5

در وجود غم چنین بد دل چه باشی بهر آنک

کار اقبال تو می‌سازند در پردهٔ عدم

6

می‌کند از خانهٔ فضل الاهی بهر تو

تختهٔ تقدیر ایزد را ز تاییدت رقم

7

منگر این حال غم و اندیشه کز روی خرد

شادی صد ساله زاید مادر یک روزه غم

8

باش تا سر برزند خورشید اقبالت ز چرخ

تا جهانی را ببینی پیش خود چون من خرم

9

تا ببینی دشمنانت را به طوع و اختیار

پیش روی چون مهت چون چرخ داده پشت خم

10

باش تا دریای جودت در فشاند تا شود

صدهزاران شاعر از جود تو چون من محتشم

11

ای دو گوشت بر صحیفهٔ فضل فهرست خرد

وی دو دستت در کتاب جود سرباب کرم

12

با چنین فضلی که کردم قصد در گاهت ز بیم

خشک شد خون در تن امید چون شاخ بقم

13

آمدم سوی تو از بهر وعدهٔ بخششت

از عرقهای خجالت عرقها را داده نم

14

چون علم کی بود می پیشت چنین لیک از سخا

هم تو کردی بنده را اندر چنان مجلس علم

15

حلقه شد بر من جهان چون عقد سیصد در امید

تا درین سی روز دارم طمع آن سیصد درم

16

ریش در وعده مجنبان از سر حری بگوی

از پی دوری ره من زود یا «لا» یا «نعم»

17

تا بود مر بد سگالان را به طاعتها خلل

تا بود مر نیکمردان را به زلتها ندم

18

تا در آب و خاک و باد و آتش از بهر صلاح

گرمی و خشکی و سردی و تری باشد به هم

19

در هنرمندی چو سرو اندر چمن گاه نشاط

گاه از نزهت به بال و گاه از شادی به چم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم

جنس بسیار است و نقد فرصت ناکام کم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1952

ادیب صابر ترمذی - رحمة الله علیه، وی شاعری فصیح و فاضلی لبیب بوده و اشعار وی را لطافتی کامل و ملاحتی تمام حاصل است، و افاضل به تقدم وی معترفند چنان که انوری وی را بر خود ترجیح نهاده آنجا که در قطعه ای تعداد کمالات خود می کند و در آن می گوید:

این همه بگذار با شعر مجرد آمدم

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 13 - ادیب صابر ترمذی

خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم

تا چه داری مژدهٔ اقبال آن صاحب کرم

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 74

چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم

جاه کسرا زد به عالم‌های عزل اندر قدم

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 103 - در نعت رسول اکرم

مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم

رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 104 - در نعت رسول اکرم

مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم

رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 107

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور