غزل شمارهٔ 264

Toggle stanza 1
روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
1
روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
گستاخ‌وار بر سر کویش گذر کنم
2
لبیک عاشقی بزنم در میان کوه
وز حال خویش عالمیان را خبر کنم
3
جامه بدرم از وی و دعوی خون کنم
شهری ازین خصومت زیر و زبر کنم
4
یا تاج وصل بر سر امید برنهم
یا مردوار سر به سر دار برکنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور