رباعی شمارهٔ 217

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: س

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
بادی که بیاوری به ما جان چو نفس
1

بادی که بیاوری به ما جان چو نفس

ناری که دلم همی بسوزی به هوس

2

آبی که به تو زنده توان بودن و بس

خاکی که به تست بازگشت همه کس

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای فاضل منطقی به فریادم رس

با من مزن از منطق ازین بیش نفس

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 60

آمد آمد ترش ترش یعنی بس

میپندارد که من بترسم ز عسس

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 974

رویی که نخواستم که بیند همه کس

الا شب و روز پیش من باشد و بس

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 85

گر بیخبران و عیبگویان از پس

منسوب کنندم به هوی و به هوس

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 86

بیزار شد از من شکسته همه کس

من مانده‌ام اکنون و همان لطف تو بس

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 85

دی میشد و دل رها نمیکرد به کس

برخاسته صد فغان هر گوشه که بس

عطارمختارنامهباب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوقشمارهٔ 28

ای چون هستی برده دل من به هوس

چون نیستیم غم فراق تو نه بس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 213

ای من به تو زنده همچو مردم به نفس

در کار تو کرده دین و دنیا به هوس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 214

اندر طلبت هزار دل کرد هوس

با عشق تو صد هزار جان باخت نفس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 215

شمعی که چو پروانه بود نزد تو کس

نتوان چو چراغ پیش تو داد نفس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 216

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور