رباعی شمارهٔ 974

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: س

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
آمد آمد ترش ترش یعنی بس
1

آمد آمد ترش ترش یعنی بس

میپندارد که من بترسم ز عسس

2

آن مرغ دلی که نیست در بند قفس

او را تو مترسان که نترسد از کس

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای فاضل منطقی به فریادم رس

با من مزن از منطق ازین بیش نفس

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 60

رویی که نخواستم که بیند همه کس

الا شب و روز پیش من باشد و بس

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 85

گر بیخبران و عیبگویان از پس

منسوب کنندم به هوی و به هوس

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 86

ای چون هستی برده دل من به هوس

چون نیستیم غم فراق تو نه بس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 213

ای من به تو زنده همچو مردم به نفس

در کار تو کرده دین و دنیا به هوس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 214

اندر طلبت هزار دل کرد هوس

با عشق تو صد هزار جان باخت نفس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 215

شمعی که چو پروانه بود نزد تو کس

نتوان چو چراغ پیش تو داد نفس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 216

بادی که بیاوری به ما جان چو نفس

ناری که دلم همی بسوزی به هوس

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 217

بیزار شد از من شکسته همه کس

من مانده‌ام اکنون و همان لطف تو بس

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 85

دی میشد و دل رها نمیکرد به کس

برخاسته صد فغان هر گوشه که بس

عطارمختارنامهباب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوقشمارهٔ 28

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور