رباعی شمارهٔ 235
Toggle stanza 1نیکوتری از آب روان اندر باغ
11
نیکوتری از آب روان اندر باغ
زیباتری از جوانی و مال و فراغ
22
لیکن چه کنم که عشقت ای شمع و چراغ
جویان بودست درد ما را از داغ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
محروم ز بلبل و گلستان ز باغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1053
بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ
آئیم به باغ با تو ای چشم و چراغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1054
گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
ننهم به خدا ز مهر کس بر دل داغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1055
از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
بی هیچ نصیبه عشق میبازد زاغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 234
نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
بهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 236
ای بیماری سرو ترا کرده کناغ
پس دست اجل نهاده بر جان تو داغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 237
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

