رباعی شمارهٔ 234
Toggle stanza 1از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
11
از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
بی هیچ نصیبه عشق میبازد زاغ
22
تا با خودی از عشق منه بر دل داغ
پروانه شو آنگاه تو دانی و چراغ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
محروم ز بلبل و گلستان ز باغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1053
بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ
آئیم به باغ با تو ای چشم و چراغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1054
گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
ننهم به خدا ز مهر کس بر دل داغ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1055
نیکوتری از آب روان اندر باغ
زیباتری از جوانی و مال و فراغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 235
نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
بهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 236
ای بیماری سرو ترا کرده کناغ
پس دست اجل نهاده بر جان تو داغ
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 237
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

