رباعی شمارهٔ 157
Toggle stanza 1سیمرغ نهای که بی تو نام تو برند
سیمرغ نهای که بی تو نام تو برند
طاووس نهای که با تو در تو نگرند
بلبل نه که از نوای تو جامه درند
آخر تو چه مرغی و ترا با چه خرند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آنها که شب و روز ترا بر اثرند
صیاد نهانند ولی مختصرند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 505
طاوس نهای که بر جمالت نگرند
سیمرغ نهای که بیتو نام تو برند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 754
بر بالینِ تربتِ یحیی، پیغامبر -عَلَیْهِ السّلامُ- معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوکِ عرب که به بیانصافی منسوب بود، اتّفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست.
درویش و غنی بندهٔ این خاک درند
سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 10
خلقان همه در آینهای مینگرند
مشغول خودند و ز آینه بیخبرند
عطارمختارنامهباب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم استشمارهٔ 29
این بیریشان که سغبهٔ سیم و زرند
در سبلت تو به شاعری که نگرند
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 156
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

