شمارهٔ 141
Toggle stanza 1ای به عین حقیقت اندر عین
11
ای به عین حقیقت اندر عین
باز کرده ز بهر دیدن عین
22
پیش عین تو عین دوست عیان
تو رسیده به عین و گویی این
33
چون تو آید ز عین تو همه تو
ایستاده چو سد ذوالقرنین
44
تا تو گویی تو آن نه تو تو تویی
آن تو از تو دروغ باشد و مین
55
کی مسلم بود ترا توحید
چون که اثبات می کنی اثنین
66
بیش تو زان میان به باطل و حق
چند گویی تفاوت ما بین
77
در یکی حال مستحیل بود
اجتماع وجود مختلفین
88
اول از پیش خویش نه قدمی
تا جدا گردد اصل مال از دین
99
نظر از غیر منقطع کن زانک
شاهد غیر در دل آور عین
1010
چند گویی ز حال غیر که قال
قال بیحال عار باشد و شین
1111
چون سنایی ز خود نه منقطعی
که حکایت کنی ز حال حسین
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

