شمارهٔ 141
Poet: Sanai
Toggle stanza 1ای به عین حقیقت اندر عین
ای به عین حقیقت اندر عین
باز کرده ز بهر دیدن عین
پیش عین تو عین دوست عیان
تو رسیده به عین و گویی این
چون تو آید ز عین تو همه تو
ایستاده چو سد ذوالقرنین
تا تو گویی تو آن نه تو تو تویی
آن تو از تو دروغ باشد و مین
کی مسلم بود ترا توحید
چون که اثبات می کنی اثنین
بیش تو زان میان به باطل و حق
چند گویی تفاوت ما بین
در یکی حال مستحیل بود
اجتماع وجود مختلفین
اول از پیش خویش نه قدمی
تا جدا گردد اصل مال از دین
نظر از غیر منقطع کن زانک
شاهد غیر در دل آور عین
چند گویی ز حال غیر که قال
قال بیحال عار باشد و شین
چون سنایی ز خود نه منقطعی
که حکایت کنی ز حال حسین
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حبذا منزلی که چرخ برین
به تماشای اوست رو به زمین
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 23
ای خرد را جمال و جان را زین
ذکر و شعر توام چو دین و چو دین
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 153
تا سرا پرده زد به علیین
قدر صدر اجل قوامالدین
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 159 - خطاب به خواجه قوامالدین ابوالقاسم
Sources
Persian text source: Ganjoor

