غزل شمارهٔ 4611
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دل بود مایل به خط عنبرافشان بیشتر
دل بود مایل به خط عنبرافشان بیشتر
هست در ابر سیاه امید باران بیشتر
خط برون می آورد شیرین لبان را ازحجاب
می شود در پرده شب غنچه خندان بیشتر
خار خار دلبری از خط فزون شد حسن را
حرص گل در جمع زر گردد زدامان بیشتر
ناز خوبان می شود در روزگار خط زیاد
خواب می گردد گران ازبوی ریحان بیشتر
می برد دل بیش ازان لبهای شیرین خط سبز
رتبه این ظلمت است ازآب حیوان بیشتر
گرچه امید ظفر با لشکر برگشته نیست
می کند صید دل آن برگشته مژگان بیشتر
روزی بی دست وپایان می رسداز خوان غیب
قسمت دیوانه گردد سنگ طفلان بیشتر
پرده پوشی می کند بی پرده راز عشق را
می کشد این شمع قد در زیر دامان بیشتر
در بساط بی سرو پایان مجو صبر وقرار
تشنه سیرست گوهرهای غلطان بیشتر
سیل بی زنهار در معموره طوفان می کند
شور مجنون است درشهر ازبیابان بیشتر
گرچه گردد کم صدا چون کاسه چینی شکست
درشکستن می کند دل صائب افغان بیشتر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

