Toggle stanza 1
تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
1
تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
که عرق داغ کند لاله سیرابش را
2
تا به دامان قیامت نشود چشمش خشک
یک نظر هر که ببیند گل سیرابش را
3
وحشت از صحبت مجنون نکند چشم غزال
می توان یافت گرفته است رگ خوابش را
4
گر فتد راه به دریای دلم طوفان را
حلقه گوش کند حلقه گردابش را
5
کعبه و بتکده بی جلوه مستانه یار
آسیایی است که انداخته اند آبش را
6
جوهر آن مژه صائب زره زیر قباست
این چنین ساده مبین تیغ سیه تابش را

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور