غزل شمارهٔ 2852

Toggle stanza 1
شود چون بیش نعمت، مایه تشویش می گردد
1

شود چون بیش نعمت، مایه تشویش می گردد

که نوش بی حساب آهن ربای نیش می گردد

2

درین بازار هر کس خود فروشی پیشه می سازد

اگر دریای پر گوهر بود درویش می گردد

3

یکی صد می شود زور کمان از حلقه گردیدن

کی از پیری مسلمان نفس کافر کیش می گردد؟

4

چنان کز بال و پر طاوس را زیبایی افزاید

زخط سبز حسن ساده رویان بیش می گردد

5

زخونریزی نگردد قامت خم تیغ را مانع

زپیری بدگهر را دل سیاهی بیش می گردد

6

چنان کز ابر بی باران شود باطل زراعتها

زافلاس کریمان عالمی درویش می گردد

7

گر از ناخن رخ آیینه را نتوان خراشیدن

زخط چون صفحه رخسار خوبان ریش می گردد؟

8

مرا از آن گوشه میخانه افتاده است خوش صائب

که هر کس می گذارد پا در او بیخویش می گردد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور