Toggle stanza 1
چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش
1

چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش

صد سخن گر بگذرد در انجمن خاموش باش

2

عشرتی گرهست در دارالامان خامشی است

غنچه سان با صد زبان خوش سخن خاموش باش

3

نقش شیرین، شاهد شیرینی کارت بس است

پشت خود بر کوه نه ای کوهکن خاموش باش

4

حالت آیینه بر ارباب بینش روشن است

جوهری گر داری ای روشن سخن خاموش باش

5

غنچه رالب بستگی بند ملال از دل گشود

چشم فتح الباب داری، یکدهن خاموش باش

6

تا چو شمع انگشت بر حرف تو نگذارد کسی

با زبان آتشین درانجمن خاموش باش

7

کار شبنم از خموشی این چنین بالا گرفت

قرب گل می خواهی ای مرغ چمن خاموش باش

8

صفحه آیینه طوطی را به گفتار آورد

تا تو هم میدان نیابی، از سخن خاموش باش

9

گر زبان غنچه داری در دهن ای عندلیب

پیش کلک صائب رنگین سخن خاموش باش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور