غزل شمارهٔ 2772
Toggle stanza 1زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
11
زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
شاخ سنبل را زگلشن موکشان بیرون کشید
22
رتبه من در سیه بختی بلند افتاده است
کوکب من نیل بر رخساره گردون کشید
33
تا به چشم خویش دید اشک سبکسیر مرا
از خجالت موج پا در دامن جیحون کشید
44
سنگ نااهلان درستی در سراپایم نهشت
وقت مجنون خوش که پا در دامن هامون کشید
55
روغن بادام می خواهد ز چشم آهوان
خویش را در دامن صحرا ازان مجنون کشید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

