Toggle stanza 1
زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
1

زلف او موی سفید نافه را در خون کشید

شاخ سنبل را زگلشن موکشان بیرون کشید

2

رتبه من در سیه بختی بلند افتاده است

کوکب من نیل بر رخساره گردون کشید

3

تا به چشم خویش دید اشک سبکسیر مرا

از خجالت موج پا در دامن جیحون کشید

4

سنگ نااهلان درستی در سراپایم نهشت

وقت مجنون خوش که پا در دامن هامون کشید

5

روغن بادام می خواهد ز چشم آهوان

خویش را در دامن صحرا ازان مجنون کشید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور