Toggle stanza 1
گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
1

گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش

گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش

2

حسن محجوبی که با خود میکند بیگانگی

گر نپردازد به حال آشنا می زیبدش

3

گل که دریک هفته خواهد شاد سازد عالمی

گر بود در آشنایی بیوفا می زیبدش

4

گوهر شهوار را آرایشی در کار نیست

ترک زینت گر کند،نام خدا، می زیبدش

5

می توان رودید دراندام او چون طفل اشک

پرده های چشم اگر سازد قبا می زیبدش

6

از لطافت پنجه سیمین او نازکدل است

ورنه خون عاشقان بیش از حنا می زیبدش

7

غیر گستاخ است،می گردد دلیر از التفات

زنجیر بیجا به از لطف بجا می زیبدش

8

هرکه باشد می کند ازدیده بیگانه شرم

هرکه از خود منفعل گردد حیا می زیبدش

9

این جواب آن غزل صائب که می گوید اسیر

هرچه می پوشد چوگل نام خدا می زیبدش

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…