غزل شمارهٔ 4541

شاعر: صائب

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آتش لعل از رخت در عرق شرم مرد
1

آتش لعل از رخت در عرق شرم مرد

سیب زنخدان تو دست ز خورشید برد

2

نقش شب وروز ما با مه وخور بدنشست

یک ره ازین کعبتین خنده نزد نقش برد

3

گرچه سرم رفته است صرفه همان با من است

تیغ کشید آفتاب قطره شبنم سترد

4

قدرشناسان وقت جان به صبوحی دهند

بر سر پیمانه ای صبح نفس را سپرد

5

از ستم روزگار صائب آسوده باش

هر کس نیشی که داشت در جگر ما فشرد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور