Toggle stanza 1
دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟
1

دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟

مور از خوان سلیمان چه تواند بردن؟

2

محو روی تو نگردد دل حیران، چه کند؟

شبنم از مهر درخشان چه تواند بردن؟

3

لطف گلهای چمن قسمت بینایان است

بی بصیرت ز گلستان چه تواند بردن

4

عالم خشک چه دارد که ستانند ازو؟

نقش از آیینه عریان چه تواند بردن؟

5

فیض دریای ازل در خور استعدادست

ابر تصویر ز عمان چه تواند بردن؟

6

بند توست آنچه تصرف کنی از عالم خاک

دزد پیداست ز زندان چه تواند بردن

7

ما چه داریم که اندیشه ز تاراج کنیم؟

سیل از خانه ویران چه تواند بردن؟

8

بوسه بیجا کمری بسته به تاراج لبش

حرص مور از شکرستان چه تواند بردن؟

9

از تماشای تو خورشید دل پر خون برد

لاله از کوه بدخشان چه تواند بردن؟

10

دل صائب چه تمتع برد از عالم پوچ؟

برق با خود ز نیستان چه تواند بردن؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور