غزل شمارهٔ 2702
شاعر: صائب
Toggle stanza 1گلشن حسن از بهار عشق خرم میشود
11
گلشن حسن از بهار عشق خرم میشود
اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم میشود
22
پیش پا دیدن بلا گردان سنگ تفرقه است
ایمن است از سنگ طفلان شاخ چون خم میشود
33
دشمن خود را به کام خویش دیدن مشکل است
میشوم من منفعل چون خصم ملزم میشود
44
سینهای چون صبح میخواهد قبول داغ عشق
دیو پندارد سلیمانی به خاتم میشود
55
بس که پیکان ترا در جان و دل دزدیدهایم
در رگ ما سختجانان نیشتر خم میشود
66
سازگار طبع انسان نیست عیش و بیغمی
میرود بیرون ز جنت هرکه آدم میشود
77
نیست صائب آفت باران بیجا کم ز برق
مزرع ما خشک ازین اشک دمادم میشود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

